پاك ترین احساس من تو هستی بهترین هایم رابه تو می بخشم بدون توقع بدون چشمداشت



موسیقی عجیبی ست مرگ
بلند می شوی
و چنان آرام و نرم می رقصی
که دیگر هیچ کس
تو را نمی بیند.



دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من


جایی خو اندم که نوشته بود :

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.
یک کم کنجکاوی پشت "
همین طوری پرسیدم"
هست.
قدری احساسات پشت "
به من چه اصلا
" هست.
مقداری خرد پشت "
چه میدونم
" هست.
و اندکی درد پشت "
اشکالی نداره
" هست.

همین دیگه کپی پیستش کردم  .آخه به نظرم درست نوشته بود




سوز "هَل مِن ناصِرِ" دردآورت جامانده است

می روی بر نیــزه اما پـــیکرت جامانده است             صبر کن! دلشوره های مادرت جامانده است

صبر کن ، تنها به میدان رفتنت انصاف نیست            روی تـل زینــبیــه لشگــرت جامانده است

عـهد بستی هر چه داری نذر دینـت می کنی              روی بـازویت گلوی اصغرت جامانده است

از حضـور مادرت در روضـه ها فهمیـــده ام             جای سیلی روی گوش دخترت جامانده است

بیـــعـتت با مردم کوفه برایم آشــــناست               زخمِ میـخِ رویِ در، بر باورت جامانده است

تا قیامت خنجــر از رویت خجالت می کشد               بر گلویت بوسـه ی پیـغمبرت جامانده است

جای زخـم گوشــواره خود گواهی می دهد                در زمــین کربلا سرلشگـرت جامانده است

...

کاش بودی تا ببـیـنی موسم حج در مــنا                 سوز "هَل مِن ناصِرِ" دردآورت جامانده است

 

شاعر:علی صفری


سلام من به محرم

به کاروان بهاری که در مسیر ِ خزان است

undefined



خب هفته دفاع مقدس هم گذشت و از اونجایی که بچه ما خیلی زود جوگیر میشه مجبور شدیم بریم براش از این پلاک هایی که رزمنده ها تو جنگ مینداختند گردنشون تا گم نشن  و بعد از شهادت قابل شناسایی باشند رو بخریم .ما که ماهواره نداریم و نمی خواهیم هم داشته باشیم  ناچاریم برنامه های تی وی رو تماشا کنیم  شامل شبکه پویا و یا  دورهمی و خندوانه و  درغیراینصورت سی دی های بن تن و بتمن و اسپایدرمن و صوفیا و  سلام بر فرشتگان و اختاپوس و  سفید برفی و سیندرلا و .......و بیشتر اوقات البته بن تن.ست کامل لباس بن تن خریده لباس اسپایدرمن خریده لباس جبهه ای داره لباس پلیسی داره و عشق همه اینها تو دلش هست.البته الان دیگه رفت تو فاز محرم و صفر.عاشق روضه هست و تمام روضه های امامان رو هم حفظه و منتظره نمایشگاه های مربوطه در شهر باز بشه و استقبال کنه و بره بازدید.کف رودخونه خشکیده قم  و بسیار ی از خیابون های شهر نمادهای عاشورا  رو گذاشتند که بهش میگن اِلِمان های شهری مثل اسب ذوالجناح که بی سوار داره از میدان جنگ بِرمی گرده .صحنه عاشورا ،صحنه  به اسارت بردن کودکان و زنان بعد از عاشورا  و .....

خلاصه الان بچه  کوچک ما از دیشب بلوز شلوار مشگیش رو پوشیده و به استقبال محرم رفته و پلاکش گردنشه و زنجیر هیئتش دستشه و خلاصه آماده برای جبهه و روضه و جنگ و شهادت طلبی.اون هفته تی وی اخراجی های یک رو پخش کرد نیکان هم  پخشش رو دید هم باز پخشش رو .بعد من تو هاردم داشتم چندبار هم از تو هاردی که به تی وی وصل  کردم دید و  به شدت آماده جنگ و جهاده. منظور اینه که اگه بچه مون زود عاشق دخترها میشه  عیب نداره محرم که بشه همه کارهای خلاف شرعش رو میذاره کنار و  بچه مذهبی میشه.

نیکانم!عزیزم!نفسم! عشق مامان یه روز که بزرگ شدی میای اینجا رو می خونی ایشالا و احتمالا چقدر لذت ببری و یا شاید بخندی و یا شاید .......نمی دونم .امیدوارم تمام زندگیت پر از لذت های ناب و دست اول  و حلال باشه  برات.آمین.دوستت دارم



راستی نیکانم این روزها  برای خودت یه پا مهران مدیری شده ای و هر شب یه برنامه داریم من و تو که میگی مهمان داریم چه مهمانی!!! سرکارخانم  طیبه .....فامیلیم رو میگی و بعدش از کودکی های من میگی و اذیت های من به مامانم می پرسی و آخرش میگی و سوال می کنی عاشق شدید؟ من میگم  عاشق یه پسر خوشگل چشم درشت و مژه بلند و تو با ذوق میگی آیا عاشق نیکان شدید؟ بعدش هم می پرسی احساس خوشبختی می کنید عمیقا و من باید بگم بله و شروع می کنم از خوشبختی که با به دنیا اومدن فرزندم شروع شد تعریف کردن و تو بی نهایت خوشحال میشی بعد یه دفعه میری تو فاز خندوانه و میگی حالتون چطوره من باید بلند بگم عالی بعد تو میگی حال من چطوره  و .......بعد پانتومیم به روش خندوانه اجرا می کنی و من باید بفهمم منظورت چی بوده......خلاصه روزگار شیرینی داریم باهم.به من که خیلی خوش می گذره.



پنجشنبه است.. 
 

به رسم کهن، یاد میکنیم از آنها که وقتشان و مکانشان از ما جداست..
 
یاد میکنیم از آنها که دلتنگشان میشویم...
یاد میکنیم از آنها که هنوز دوستشان داریم...
 
دلمان گرم به خاطره پدرهایی که نیستند،
دوستانی که دوستشان داشتیم و دوستمان داشتند 
به یاد آن عشق های بار بسته.. .
فاتحه ای ره توشه میکنیم.. .
باشد که پروردگار بیامرزدشان و بیامرزدمان...


پدرم روحت شاد.

                           




برای دل بستن
باید دلت را
به دلش گره بزنی
یکی زیر...
یکی رو...
مادر بزرگم میگفت
" قالی دستباف مرگ ندارد..."!



پریشب رفتیم و واکسن آنفلوآنزای امسالت را زدیم . جایزه ات  را هم که  خریدیم .دوباره یک ساختمان سازی بزرگ .مبارکت باشه عزیزم.خوب بازی کن .خوب بخور ،خوش باش و ایشالا در آرامش باشی همیشه عزیز کوچکِ من.امیدوارم پاییز و زمستان خوبی پیش رو داشته باشی و خداوند نگهدار تو و همه کوچولوهای عزیز باشد.


خدایا!
آدم‌های خوب سر راهمان بگذار ...

حس بسیار خوبیست

هنگامی که در لحظه‌ هجوم غم یا ناامیدی یا پریشانی؛

بی هوا کسی سر راه آدم سبز بشود ...

کلامش ، نگاهش؛ حتی نوشته‌اش

آرامش و شادی و امید بپاشد به زندگی ات

 فقط از دستِ خودِ خدا برمی‌آمده

که آن آدم را، یا کلام و نگاه و نوشته‌اش را

برای آن لحظه‌ خاص‌ سرِ راه زندگی ما

بگذارد ...




..... تا محرم

نگرانم...
نگرانم...
نکند خواب بمانم؟

نکند بغض من از شدت غم،
نه ببارد،
نه بکاهد،
ابد الدهر بماند...؟

نکند اشک نریزم؟

نکند کرب و بلا
و
نجفم را ندهی

حضرت ارباب؟...!!

نکند باز نخوانم که حرم،
اهل حرم، میر و علمدار نیامد؟

نکند باز بمانم؟
نکند...

پای پیاده حرمت باز بماند...

به دلم حسرت و آهش...؟

نگرانم....

نگرانم......

نکند دیر شود جای بمانم...!

سیدمحمدبقری




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات