پاك ترین احساس من تو هستی بهترین هایم رابه تو می بخشم بدون توقع بدون چشمداشت
 
 
دوشنبه 28 آبان 1397 :: نویسنده : طیبه ، تی تی

از صمیم جانم،از اعماق قلبم برای هر دوشون شادباش و درود می فرستم و میگم :ماشاءالله و لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

ملی جانم دیدن روی ماهت در رخت زیبای عروس و خنده های شیرینت ،موسیقی آواز مجلس و رقص دخترکان و بانوان حاضر در مجلس را تکمیل می کرد.

اسم قشنگ ملیحه روی لب های همه ی میهمانان می چرخید.اسمت که می آمد انگار کن غنچه های گُل می شکفتند.

ای ابر ِآرزوهای خوب ،بر دامان زندگی ملی و یار مهربانش ببارید.همیشه خوب ببارید.

امروز به سفر ِ ماه عسل می روند.خدایا نگاه ِ مهربان خودت پشت و پناه ِ شون باشه.

من به تماشا نشستم جشن ِ خاطره انگیز و ماندگارِ ازدواجشون رو و عشق رو از تصویر ِ پنجره ی چشمان ِ هر دوشون دیدم و امیدوارم و آرزو می کنم و دعا می کنم تا همیشه ی همیشه ،تا آخر،عشق ،شکوفه،لبخند و در نهایت درایت و مدیریت که زیر یک سقف رفتن به شدت بهش احتیاج داره ،در زندگیشون جاری و ساری باشه (دخترم ملی و پسرم حمزه)




پی نوشت:لحظاتی از جشن ،احساسم رو نتونستم کنترل کنم و چهار قطره اشک ریختم

اینا همشون بچه های من هستند تو اداره(با هر تفاوت سنی که سنشون کمتر از من باشه).با خوشحالیشون خوشحالم، با اشکهاشون اشک می ریزم با خنده هاشون می خندم.بعضی هاشون که خودشون هم میدونند کیا سوگلی های من هستند .رفقای جانم.عزیزای دلم.واژه کم دارم برای نوشتن ازشون






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 آبان 1397 11:02 ب.ظ
با سلام فراوان...امیدوارم حالتون بهتر شده باشه...مباركا باشه ایشالله به پای هم پیر بشن...پاینده باشی...
طیبه ، تی تی سلام آقا ناصر بزرگوار و مهربان
البته که با دعای شما عزیزان و محبت های منصوره ی عزیزم حتما بهتر شدم.
ممنونم.درخشندگی شما و منصوره ی عزیزترینم رو هم در شب جشنتون هیچوقت فراموش نمی کنم و از خوشبختیتون همیشه خوشحالم.
چهارشنبه 30 آبان 1397 08:10 ق.ظ
انشالله که خوشبخت بشن.

خودت خوبی طیبه جان؟ کامل خوب شدی؟
طیبه ، تی تی ایشالا.ایشالا.ایشالا
هستی جان خیلی خیلی بهترم
هر وقت درد دارم یه خرده شربت دیفن هیدرامین قرقره(غرغره) م یکنم قورت میدم.دهانم بی حس میشه عادی میشم.
داروهام هم کامل می خورم.از دعای شما هم که کلا انرژی می گیرم عزیزم
کامل هم خوب میشم
الان هم خیلی راضیم.خدا رو شکر
سه شنبه 29 آبان 1397 10:54 ب.ظ
منم بهترین ها را برات ارزو میکنم
طیبه ، تی تی

ممنونم عزیزم
سه شنبه 29 آبان 1397 01:41 ب.ظ
ای جانم چه شوقی داری دیدن و خوندن خوشبختی دو نفر در کنار هم الهی که همیشه همیشه در کنار هم سعادتمند باشند و عاشق
خدا خودش همراه لحظه لحظه زندگیشون
طیبه ، تی تی آره عزیزم
ایشالا به زودی برای خودت و عشقت می نویسم
تعارف تیکه پاره نکن‌‌.نه هم تو کار نیار.من لیلی نیستم نگهت دارم بگم تو حیفی


آمین برای دعاهای قشنگت عزیزم
سه شنبه 29 آبان 1397 11:59 ق.ظ
ما هم واژه کم داریم برای از تو نوشتن. آخه تو چرا انقدر خوب و ماهی؟
طیبه ، تی تی اولا الهی عاقبت همه مون ختم به خیر باشه
ثانیا چه بخوای چه نخوای آرزو می کنم خیلی زود از خوشحالیم درباره ازدواجت با کسی که واقعا استحقاق دختر پاک و نازنینی مث تو رو داشته باشه و خوشبختت کنه بنویسم و واژه کم بیارم.
تو ماه تر و خوب تری ناز نازی من
خوبی ها همیشه دو طرفه اند .محبت هم همینطور عزیزم
سه شنبه 29 آبان 1397 11:12 ق.ظ
پیغام خصوصیم اومد؟
طیبه ، تی تی آره عزیزم.خیالت راحت
سه شنبه 29 آبان 1397 09:45 ق.ظ
انشالله که خوشبخت بشن
طیبه ، تی تی مرسی شیرین جان
ایشالا
همه خوشبخت ها هم خوشبخت تر بشن
مرسی که آدرس گذاشتی شیرین مهربون
فکر می کنم قبلا اومدم وبت.آره مطمئنم.بازم میام عزیزم
سه شنبه 29 آبان 1397 09:38 ق.ظ
الهی خوشبخت باشند و ماه عسل بهشون خوش بگذره
چقدر تعریف کردی از این ملیحه خانم به شدت مشتاق شدم ببینمش
طیبه ، تی تی انشالا همه خوش و خوشبخت بشن
خانوم مهندس روزی که شما قراره بیاید ملیحه هم هست ایشالا
بسیار دختر ماهی هست
البه اون روز گلچین از همکارام میگه.چون شولوغ برای من که کدبانو نیستم سخته ولی ملی حتما هست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


من طیبه هستم
صبورانه در انتظار زمان بمان. هرچیز در زمان خود رخ می دهد. حتی اگر باغبان، باغش را غرق آب كند، درختان، خارج از فصل خود میوه نمی دهند.
می تونم بگم بهترین سال زندگیم بود سال90. سالی كه با تحمل اضطرابهای شدید ،سالی كه بهترین سال زندگیم شد و بالاخره خداوند هدیه ازدواج من و بابای نیكان رو داد. فكر می كنید چی بود؟
بله خب نیكان ریزه بود .ما خیلی مطمئن نبودیم اما دكترها یكسره مارو امیدوار می كردند كه این بار ما بچه دار می شیم.اولش تشخیص داده بودند دختره ولی بعد پسر به دنیا اومد .12 آبان ماه 1390 كاكل زری ما كه هفت ماهه بود در تهران به دنیای ما اومد.با چشمهایی درشت،جستجوگر و دهانی باز تا آخر.بهت گفتم خوش اومدی عزیزم قدم بذار توی دلم نه روی چشمم .تموم روزهای خوب من از اون روز شروع شد.
لذت بخشه دیدن بالندگی تو درست مثل ثبت جای پای خودمان در عمقی از برف.بچه نیستی كه گلی غنچه ای.top baby .خوش گریه و با كلاس.نوید لحظاتی خوش .رنگین كمان حتی نه زیباتر و حتی باشكوه تر از رنگین كمان.دل ویران و خسته مان را آباد می كنه عشق این طفل نازنین.دلم جایگاه مهر این پادشه خوبان.ژاله صبحگاهه.چطور قربون صدقه ش نروم آخه.نمی تونم. باید بگم كه خیلی دوستش دارم.خیلی .هرچقدر خسته باشم و گرسنه و تشنه اولین اولویتم نیكانه .منـتت رو هم دارم عزیزم.

هله نومید مباش
چو تورا یار براند
كه نه فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد
برو و صبر كن آنجا
كه پس از صبر تو را
او به سر سور نشاند
و اگر بر تو ببندد
همه ره ها و گذر ها
ره دیگر بگشاید
كه كس آن را نداند
ره دیگر بگشاید

خداوندا من از جایگاه خویش در این جهان خرسندم تو هم از من خرسند باش حتی اگر من زیاد هم سپاسگزار نبوده باشم . ضیافتی ست حضور تو در زندگانیم.با فكر حضور تو شادم و در ضیافت شاهانه ات غرقم.خدایا همه چیز گذارست فقط وجود تست كه نامیراست .هر افتادنی كه از سوی تو باشد برخاستنش حتمی ست .من به این حقیقت ایمان دارم كه تو دستم را گرفته ای و من اینك ایستاده ام كه نه...به سوی تو در حركتم.خدایا این اندك نیایش قلبی را ازمن بپذیر. تو در دور دست ها نیستی این منم كه گاها از تو فاصله می گیرم و دور می شوم اما بدان محبوب ترین محبوب قلب شكسته ام تویی.هنوز بغض می كنم،هنوز می گریم،هنوز می خندم،هنوز گاهی دلتنگ می شوم همه اینها نشانه حضور توست ای یگانه زیبا.


دنیــا فقط از بهــر ِ نیکان پای برجا شد

از بهر ِ نیکان جمله هستی نیز برپا شد


مدیر وبلاگ : طیبه ، تی تی
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :