پاك ترین احساس من تو هستی بهترین هایم رابه تو می بخشم بدون توقع بدون چشمداشت
 
 
یکشنبه 29 مهر 1397 :: نویسنده : طیبه ، تی تی

این چند روز گذشته  عملکرد بسیار ضعیفی داشتم و اوجش دیروز بود که بابت رفتارهام و های های گریه هام خیلی خیلی خجالت می کشم.یه بیست روزی هست که غم عمیق درونی دارم و این چند روز گذشته که پسرکم بیمار و تبدار بود و هنوز هم هست اما کمی بهتر شده دیگه خیلی داغون شدم و دوباره بیماریم عود کرد و متاسفانه دهانم و پشت لپام پر شد از زخم ها و شروع کردم به اضافه کردن دوز داروهام

از دیشب اندکی خیالم راحت شده از همه نظر.

می دونم که موعظه گر خوبی هستم ولی در شرایط حاد و اوقاتی که فشار روحی روی نقطه ضعف هام هست ،ایمانم بسیار ضعیف میشه.خیلی دلم می خواد فقط به خدا توکل کنم اما در اوج اضطراب و غم ،فقط اشک ِ چشم هست که بی اجازه از من می باره و می باره و می باره

خدایا بابت همه ی بی قراری هایی که باید به تو رجوع می کردم و نکردم من رو ببخش

دلم آشفته و دیوانه ی اوست

وجودم مست از پیمانه ی اوست

دلارامی که دائم در نماز است

یقینا مست از مستانه ی اوست

طیبه الیاسی










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 آبان 1397 01:23 ب.ظ
الهی من فدای اون دل مهربون و پاك و نازكت بشم قشنگ میفهمم چی میگی.ولی برات ارامش از خدا میخوام و انشالله نیكان جونم سریع خوب میشه قشنگم
طیبه ، تی تی فروزان قشنگم من جاهای دیگه باهات کانکت میشم حرفای دیگه می زنم.
تو نباید بیای چیزای غمگین بخونی عزیزم.تو شاد باش و خوشحال درس بخون و شادی کن
سه شنبه 1 آبان 1397 11:18 ق.ظ
ایشالا زود زود بیای فقط از شادی و سلامتی بنویسی.
پسرم دو ماه دیگه ،سه ساله میشه .
ممنون از این همه لطفی که به ما داری عزیزم
طیبه ، تی تی شایستگی هرگونه و هر مقدار مهربانی رو داری آواجان با محبتم
واااای چه سن شیرینی داره گل پسرت.خدا پشت و پناهتون.خدا نگه دارش باشه ایشالا.
بیا از حرفای شیرینش و نحوه ی ادا کردن کلماتش برامون بنویس لطفا
من خیلی بچه ی این سن رو دوست دارم

از طرف من ببوسش و گازش بگیر
سه شنبه 1 آبان 1397 11:11 ق.ظ
اخه چرااااااا؟؟؟چرا مراقب خودت نیستی تو؟یعنی نمیدونی ما چقدر دوستت داریم و عاشق اینیم که بیای و از عاشقانه هات با نیکان بنویسی؟تو رو خدا یک اپسیلیون از مراقبتها و عشقی که به نیکان جانم داری رو نثار خودت هم بکن...
طیبه ، تی تی من هیچ
من هیچ الی جانم
برای خوب شدن بچه ام زیاد دعا کن مهربونم
سه شنبه 1 آبان 1397 01:23 ق.ظ
سلام عزیزم
هیچ کدوم از ما دلمون نمیخواد شما رو ناراحت ببینیم ایشالا بیماری و غم از خودت و عزیزات دور باشه
منم این چند روز حس و حال شما رو تجربه کردم از هفته پیش که پسرم بی دلیل تب کرد تا همین یکی دو روز پیش که بهتر شد، حال خودم رو نمیفهمیدم خیلی سخته و برای من که صبوری بلد نیستم سخت تر.
عزیزم من وبلاگ نویس نیستم و افتخار خوندن وب شما و دوستان دیگه رو دارم اما اون آدرسی که تو قسمت وب نوشتم راه ارتباطی من با دوستانم هست
طیبه ، تی تی سلام از بنده آواجانم
خیلی ممنونم ازت.از مهربونیت .از دعاهای خوبت و از اینکه درکم می کنی.
گل پسرت چندسالشه که من قربونش برم؟
من صبوری می کنم ولی خب همه مون مادریم و نقطه ضعف اصلی مون هم بچه مون هست خب
عب نداره نمی نویسی حتما وقت نداری.منهم قدیم ها می خوندم فقط ولی از سال9 دیگه نوشتم.
متاسفانه نیکان دیگه مریضیش خوبه اما تمام گلو و دهنش آفت زده و هیچی نمی تونه بخوره.الان هم دوباره مرخصی ساعتی می گیرم برم مدرسه هم دارو ترکیبی قرقره کنه باز هم و هم اینکه یه چیزی مایعات به خوردش بدم هرجوریه.هرکاری کردم مدرسه رو بی خیال بشه .نشد
وقت کنم به زودی یه پست می ذارم همه چی رو می نویسم.گریه هامون خنده هامون رو و قاطی شدن گریه خنده هامون رو
ممنون که قابل می دونی و می خونی و کانت میذاری و احوالپرسی می کنی و دلجویی.نسبت حتما نباید خونی باشه.کی گفته فضای مجازی بده.دوست های خوبی مثل شما مهربون خیلی ارزشمند هستند.ممنونم.خیلی ممنونم
دوشنبه 30 مهر 1397 06:08 ب.ظ
به خودت لطفا توهین نکن
برای این زمان ها با توجه به تجربیات قبلی راهی برای غذا خوردن نیکان هست..حالا با میکس و یا غذاهای آبکی مغزی
سلام‌‌..امروز بهترین؟
طیبه ، تی تی چشم عزیزدلم.چشم طاهره خانومم.

ببخش هنوز نتونستم باهات تماس بگیرم .ایشالا فردا صبح باهات کانکت میشم یا تماس می گیرم.آخه کارت دارم خودم.اما فعلا درگیر پادشاه نیکان هستم.
ممنونم که اینقدر خوبی توووووو
دوشنبه 30 مهر 1397 05:56 ب.ظ
خدارو شکر که نیکان بهتره.توهم مثل من یه اهنگ قری بذار با صدای بلند اول سردرد میگیری حرص میخوری ولی کم کم قر ریز بعدم قر درشت میای حالت عوض میشه
طیبه ، تی تی الهی من به قربون تو و ویژگی های مشترک تو و نیکانم

هرچی دوس داشتی بگو نیکان برات بخش کنه و صداشو هم بکشه

خیلی باهات حال کردم.خیلی.جیگری به خدا
دوشنبه 30 مهر 1397 02:21 ب.ظ
سلام طیبه عزیزم
طیبه جان فقط می تونم از ته دل دعا کنم خدا حافظ و نگهدار خود عزیزت و نیکان گل باشه
الهی که خودت و گل پسر زود خوب می شین
طیبه ، تی تی سلام دردانه عزیزم .سلام ماه شبهای تارم
من به تو خیلی ایمان دارم و چقدر سعادتمندم که افتخار دوستی با تو رو دارم.
دردانه جانم دوستت دارم خیلی خیلی زیاد
دوشنبه 30 مهر 1397 01:21 ب.ظ
طیبه جان چرا سراغ طب اسلامی نمیری؟طب اسلامی خیلی از بیماری ها را درمان کرده و کم هزینه تر هم هست. برای ما که تو منبعش هستیم , رسیدن راحت تره و دسترسیمون سریعتر
طیبه ، تی تی دوست خیلی خیلی خوبم ققنوس نازنینم به دو دلیل
اول:پروفسورهای متخصص بیماری من تاکید موکد کردن که به هیچ عنوان به پزشک سنتی یا اسلامی یا سوزنی یا ...مراجعه نکنیم.من بیماری خاص و نادر دارم که تا ۲۰ سال پیش کشنده بود ولی خداروشکر به لطف پیشرفت علم پزشکی و دانش علمی دیگه کنترل میشه
و دوم اینکه حتی اگر پزشک ممنوعم نکرده بود باز هم نمی رفتم .من بسیار بد ادا و چطوری بگم....عن اخلاقم در زمینه ی خوردن.اصلا هیچ نوع دمنوش و دم کرده ای جز چای معمولی و قهوه نمی تونم بخورم.حتی گل گاوزبون و اگه ناچار بشم نبات داغ می خورم
من به داروهای شیمیایی بیشتر علاقمندم و ترجیحشون میدم.
و البته تجربه پزشک سنتی و اسلامی هم دارم.به قدری تو اون دوسه موردی که مراجعه کردم تجویزهای ناجور کردن که منجر به سقط بچه ام شد و موردهای دیگه..
درباره ی من چون خوشم نمیاد احتمالا اونا هم ازمن خوششون نمیاد و به من جواب نمیده درست برعکس خواهرم

بعدش هم گوشت رو بیار جلو(((خیلی خیلی ماهی که به فکر منی و نگران و دنبال راهکار.دوستت دارم و قدردانت هستم و ازت ممنونم یه عالمه.نازنین منی عشقم)))
دوشنبه 30 مهر 1397 10:22 ق.ظ
سلام عشقم .
سرماخوردگی و تب برای همه ی بچه ها هست. اگه بخوای با یه مریضی کوچیک نیکان خودت رو داغون کنی که دیگه چیزی اذت باقی نمیمونه تا شاهد و ناظر موفقیت های آینده ی پسرکت باشه. تو که میدونی نباید به خودت استرس و نگرانی وارد کنی!
مهربون ترینم مشکلات همیشه هست. برای همه هم هست. لطفا خودت رو در مشکلات غرق نکن. میدونم دارم موعظه میکنم اما من و تو باید خیلی بیشتر از بقیه مراقب خودمون باشیم. دقیقا به خاطر همون اطرافیانی که نگرانشون میشیم.
بیشتر مراقب خودت باش عشقم.
طیبه ، تی تی سلام عشق بی پایان من
فقط تب بچه نبود مسائل مختلف تو این بیست روز دوباره دست به دست هم دادند که من مجددا بیماریم عود کنه.
سعی می کنم قوی باشم.باید قوی باشم.نیکانم مامان سالم و قوی لازم داره
من عاشقتم رافی جونم

بعدا تو واتساپ سر فرصت همه چی رو بهت میگم.مفصله
دوشنبه 30 مهر 1397 04:39 ق.ظ
این تب و مریضی طبیعیه
ماها هم تا خواستیم بزرگ بشیم همین مسیر طی کردیم
ناراحت نباش
ناراحتی اصلا برات خوب نیست اما طبیعیه
چون مادری
مادرها همیشه نگران بچه هاشون اند

خدا حفظتون کنه هر سه تاتون رو
طیبه ، تی تی راس میگی حق با توئه عزیزم
ولی من خب گاهی منگول میشم
مخصوصا وقتی مثل الان تب طولانی میشه.عفونت خیلی شدیده و سینوس هاش به شدت درگیره و بدتر از همه اینکه دهنش آفت زده و نمی تونه چیزی بخوره
یکشنبه 29 مهر 1397 08:09 ب.ظ
سلام طیبه بانو
الهی غم هات پر پر بشه

نیکان چطوره؟
طیبه ، تی تی سلام عزیزم
پرپر بشه غم و غصه از وجود نازنینت
نیکان بازم تب می کنه
باید داروهاش تموم بشه.ودکترش گفت یه هفته بیماریش طول می کشه

ممنون از احوالپرسیت عزیزم
یکشنبه 29 مهر 1397 06:57 ب.ظ
من 34 سالمه طیبه جان...4 ساله ازدواج کردم و یکبار سقط داشتم...مدرس دانشگاهم ..ولی احتمالش زیاده که به خاطر درمانم کار رو بذارم کنار...پسر خوشگلتم دیدم خیلی بامزه س..خدا برا شما نگهشون داره
طیبه ، تی تی نمکی جان زندگیت خیلی قشنگه

به اونی هم که می خوای می رسی خیلی زود.آمین
سمت راست وبلاگم رو بخون اونجا که نوشته:صبورانه در انتظار زمان بمان تاآخرش رو
و بهش معتقد باش.خیلی زود بهش می رسی
یکشنبه 29 مهر 1397 02:10 ب.ظ
عزیز دلم هممون همینیم اول گریه و ... ته تهش یاد خدا میفتیم. کلا معکوس عمل میکنیم. ولی تو یخاطر نیکان باید محکم تر و صبورتر باشی. ببین تب خوب شده ولی خودت مریض شدی. بیشتر مواظب خودت باش. تی تی نازنینم دعاهات خیلی خوبن و چقدر خوبه که تو رو کنارم دارم. ممنون از رافائل نازنینم که از طریق وبش و بردن اسمت باهات آشنا شدم.
طیبه ، تی تی دور از جون تو فندوقی نازنازی ام اما خب همه مون خیلی خریم من بیشتر
فندوقی ناز و قشنگ و بسیار پاکم من از داشتن تو بیشتر خوشحالم.
رافی عشق بی پایان منه.نوشتن از رافی چشمامو اشکی می کنه.هردوتون رو دوست دارم.خیلی زیاد
یکشنبه 29 مهر 1397 01:58 ب.ظ
یه کتک مفصل میخوای در این جور مواقع
ببین کاری کردی که خودت هم مریض بشی
دراینجور مواقع که بچه مریضه تو باید بیشتر مراقب خودت باشی چون اون بهت احتیاج داره
طیبه ، تی تی بیا بزن .من آمادگی شو دارم.سر ما و قدمت یا ...ما و ....(شعر حافظ سانسور می شود)
عزیزم آشفتگی های ذهنی دیگه هم داشتم و این انگار ضربه ی نهایی بود که بهم وارد شد
مناسفانه خیلی تن و بدن ننر و بی جنبه ای دارم.اه اه...تی تی بی شعور
یکشنبه 29 مهر 1397 11:57 ق.ظ
منم وقتی خیلی عاجز میشم اولش حسابی گریه میکنم ولی اخرش یادم میفته خدا از همه قدرتمندتره
طیبه ، تی تی خوش اومدی نمکی بانو.
آره ولی ای کاش اول یاد خدا می افتادم بعد گریه می کردم.بهتر بود

میام بهت سر می زنم.نمکی بانو اسم خیلی بامزه ای هست.باید دوست داشتنی باشی خانوم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


من طیبه هستم
صبورانه در انتظار زمان بمان. هرچیز در زمان خود رخ می دهد. حتی اگر باغبان، باغش را غرق آب كند، درختان، خارج از فصل خود میوه نمی دهند.
می تونم بگم بهترین سال زندگیم بود سال90. سالی كه با تحمل اضطرابهای شدید ،سالی كه بهترین سال زندگیم شد و بالاخره خداوند هدیه ازدواج من و بابای نیكان رو داد. فكر می كنید چی بود؟
بله خب نیكان ریزه بود .ما خیلی مطمئن نبودیم اما دكترها یكسره مارو امیدوار می كردند كه این بار ما بچه دار می شیم.اولش تشخیص داده بودند دختره ولی بعد پسر به دنیا اومد .12 آبان ماه 1390 كاكل زری ما كه هفت ماهه بود در تهران به دنیای ما اومد.با چشمهایی درشت،جستجوگر و دهانی باز تا آخر.بهت گفتم خوش اومدی عزیزم قدم بذار توی دلم نه روی چشمم .تموم روزهای خوب من از اون روز شروع شد.
لذت بخشه دیدن بالندگی تو درست مثل ثبت جای پای خودمان در عمقی از برف.بچه نیستی كه گلی غنچه ای.top baby .خوش گریه و با كلاس.نوید لحظاتی خوش .رنگین كمان حتی نه زیباتر و حتی باشكوه تر از رنگین كمان.دل ویران و خسته مان را آباد می كنه عشق این طفل نازنین.دلم جایگاه مهر این پادشه خوبان.ژاله صبحگاهه.چطور قربون صدقه ش نروم آخه.نمی تونم. باید بگم كه خیلی دوستش دارم.خیلی .هرچقدر خسته باشم و گرسنه و تشنه اولین اولویتم نیكانه .منـتت رو هم دارم عزیزم.

هله نومید مباش
چو تورا یار براند
كه نه فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد
برو و صبر كن آنجا
كه پس از صبر تو را
او به سر سور نشاند
و اگر بر تو ببندد
همه ره ها و گذر ها
ره دیگر بگشاید
كه كس آن را نداند
ره دیگر بگشاید

خداوندا من از جایگاه خویش در این جهان خرسندم تو هم از من خرسند باش حتی اگر من زیاد هم سپاسگزار نبوده باشم . ضیافتی ست حضور تو در زندگانیم.با فكر حضور تو شادم و در ضیافت شاهانه ات غرقم.خدایا همه چیز گذارست فقط وجود تست كه نامیراست .هر افتادنی كه از سوی تو باشد برخاستنش حتمی ست .من به این حقیقت ایمان دارم كه تو دستم را گرفته ای و من اینك ایستاده ام كه نه...به سوی تو در حركتم.خدایا این اندك نیایش قلبی را ازمن بپذیر. تو در دور دست ها نیستی این منم كه گاها از تو فاصله می گیرم و دور می شوم اما بدان محبوب ترین محبوب قلب شكسته ام تویی.هنوز بغض می كنم،هنوز می گریم،هنوز می خندم،هنوز گاهی دلتنگ می شوم همه اینها نشانه حضور توست ای یگانه زیبا.


دنیــا فقط از بهــر ِ نیکان پای برجا شد

از بهر ِ نیکان جمله هستی نیز برپا شد


مدیر وبلاگ : طیبه ، تی تی
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :