پاك ترین احساس من تو هستی بهترین هایم رابه تو می بخشم بدون توقع بدون چشمداشت
 
 
چهارشنبه 7 شهریور 1397 :: نویسنده : طیبه ، تی تی

خب دیگه بابای نیکان تقریبا سیر نزولی پیدا کرده نق زدن هاش.گمونم دیروز غروب اوج غرهاش بود .خیلی چیزمیز می گفت بهم هیچی نمی گفتم ولی دیروز غروب که از خونه مامان برگشتیم و دوباره کلی چیز گفت بهم و هی میگه من تعجبم بعد از اینهمه سال رانندگی چرا اینطور ناشیانه زدی به قول خودت به تپه خاکی و ..منهم دیگه تصمیم گرفتم حالش رو بگیرم و نقطه ضعفش رو می دونستم و در کمال خونسردی قضیه ای که پریشب بابت اون ملی رو زده بود تو سرمن و گفته بود که اون یه ذره بچه چرا اصلا تصادف نمی کنه(به کنایه که یعنی تو تصادف می کنی) من هم دقیقا چیزی از ملی رو به روی بابای نیکانن آوردم که تا ....همه جاش سوخت و خیلی عصبی شد و شروع کرد به بهانه آوردن و تبرِئه خودش و کل نظام رو حتی زیر سوال بردن و .....خلاصه به هردری زد ولی من خیلی خونسرد بودم گفت تو از خدات بود اینطور بشه و کاش فلان بود و بیسار بود و ...یه سری حرفای دیگه که گفتم ببین این همه از تصادف من با تپه خاکی به این ور چیز گفتی هیچی نگفتم اما اینکه اومدی ملی رو به قول خودت یه بچه رو به رخ من کشیدی دیگه ....ناچار شدم جوابت رو یه کوچولو بدم که فکر نکنی اگه جواب نمیدم حرفی ندارم .من هم اگه بخوام می تونم با گفتن به قول خودت واقعیت تو رو ناراحت(به قول خودت هشیار) کنم.

بعدش رفت دوش گرفت و بعدش چای ساز رو روشن کرد و به من هم گفت چای دم کنم که خیلی تشنه شه و عطش داره.بعد بچه رو بیدار کردیم .

روزی که می رفتم مولودی دستبند و انگشتر سبزم رو درآورده بودم و دستبند چرم قرمز و انگشتر قرمزم رو انداخته بودم .دیشب بعد از چای بهش گفتم بیا این دستبند(نگین سبز رو) ببند برام خوشحال شد و گفت عه...آشتی ؟ پس اونهمه چیز به هم گفتیم ؟گفتم چه ربطی داره هرچیزی جای خودش بعدش هم که ما فحش که به هم ندادیم هر دومون از خودمون و حرفامون مثلا دفاع کردیم و الان هم بچه بیداره ولی اونوقت بچه خواب بود.یه عالمه چیز به من گفتی خب یه جمله هم شنیدی

که اینا رو گفتم خودش غش کرد ولی باز هم گفت در هرحال من نمی تونم هضم کنم بعد از این همه سال رانندگی چطور زودتر و قبل از رسیدن متوجه نشدی جاده رو بستند؟ مگه چقدر سرعت داشتی؟البته اگر سرعتت زیاد بود که چپ می کردی.اصلا وقتی من میگم از مرجعیت نرو چرا باز هم از مرجعیت رفتی باباجون؟ من خودم می خواستم برم دادگاه کهک از اون جاده نرفتم ترجیح دادم از همون کف رودخونه بزنم برم راه قبلی رو ولی تو چرا اینقدر علاقمند بودی اونجا رو بری

بهش گفتم چون اون بار هم گفتم می خوام از مرجعیت برم گفتی نرو و منهم گوش کردم نرفتم .توی دلم مونده بود اون جا رو ببینم.گفت همین دلت باعث شده الان به درد سر بیفتیم.از این به بعد حق نداری وقتی ماشین دستته بچه رو هم با خودت ببری.چه این ماشین چه ماشین ثبت نامی.من اعتماد به رانندگی تو ندارم که بچه مو بدم تو ببریش با رانندگی خودت .بهش گفتم به خودت مطمئنی؟گفت آره گفتم وای شما خدا تشریف داری که وقتی با خودت هست تضمین کنی گفت نه خدا نیستم ولی کتبا هم امضا میدم که وقتی من رانندگی می کنم بچه هیچیش نشه گفتم خب نه دیگه این میشه اعتقاد به اینکه تو خدا هستی چون یقین داری به خودت ولی متاسفانه من تو رو به عنوان خداوند قبول ندارم حالا هرچقدر هم سروقت پاشی دولا راست بشی و نماز بخونی و عبادت کنی اما برای من خدا محسوب نمیشی.منهم به تو اعتماد ندارم.....خلاثه چه دردسرتون بدم آخرش شام حاضر شد و صداش زدم اومد ماکارونی خوردیم و به بچه هم غذاش رو دادم و دوباره گل آقا چای درخواست دادند و دم فرمودم و میل کردند و ساعت 12 و نیم بود که سر بر بالین نهادیم و صبح هم تشریف آوردیم سازمان خانوادگی.

نیکان کنارم خوابیده .زیبا و آرام.الهی که طیبه فداش بشه






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 9 شهریور 1397 04:05 ب.ظ
الهی که طیبه بمونه برای نیکان جانم و دومادی و نوه ها و،...،
عزیز دلی و مچ دوست داشتنی تونو میبوسم؛مامان طیبه
طیبه ، تی تی مرسی بارانم
به قول خواننده وبلاگت ارغوان این فیلما رو چندبار می بینی که همه چی ازن قدر دقیق بادت می مونه.عجب حوصله و علاقه ای داری
نو وب خودت نمی شد کامنت بذارم
پنجشنبه 8 شهریور 1397 01:30 ب.ظ
الهی با وجود همه این اختلاف نظرها همیشه پر عشق باشید و لحظه های ناب زندگی کنار هم
طیبه ، تی تی آره بابا دو روز دنیا ارزش جنگ نداره.باید خوش بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


من طیبه هستم
صبورانه در انتظار زمان بمان. هرچیز در زمان خود رخ می دهد. حتی اگر باغبان، باغش را غرق آب كند، درختان، خارج از فصل خود میوه نمی دهند.
می تونم بگم بهترین سال زندگیم بود سال90. سالی كه با تحمل اضطرابهای شدید ،سالی كه بهترین سال زندگیم شد و بالاخره خداوند هدیه ازدواج من و بابای نیكان رو داد. فكر می كنید چی بود؟
بله خب نیكان ریزه بود .ما خیلی مطمئن نبودیم اما دكترها یكسره مارو امیدوار می كردند كه این بار ما بچه دار می شیم.اولش تشخیص داده بودند دختره ولی بعد پسر به دنیا اومد .12 آبان ماه 1390 كاكل زری ما كه هفت ماهه بود در تهران به دنیای ما اومد.با چشمهایی درشت،جستجوگر و دهانی باز تا آخر.بهت گفتم خوش اومدی عزیزم قدم بذار توی دلم نه روی چشمم .تموم روزهای خوب من از اون روز شروع شد.
لذت بخشه دیدن بالندگی تو درست مثل ثبت جای پای خودمان در عمقی از برف.بچه نیستی كه گلی غنچه ای.top baby .خوش گریه و با كلاس.نوید لحظاتی خوش .رنگین كمان حتی نه زیباتر و حتی باشكوه تر از رنگین كمان.دل ویران و خسته مان را آباد می كنه عشق این طفل نازنین.دلم جایگاه مهر این پادشه خوبان.ژاله صبحگاهه.چطور قربون صدقه ش نروم آخه.نمی تونم. باید بگم كه خیلی دوستش دارم.خیلی .هرچقدر خسته باشم و گرسنه و تشنه اولین اولویتم نیكانه .منـتت رو هم دارم عزیزم.

هله نومید مباش
چو تورا یار براند
كه نه فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد
برو و صبر كن آنجا
كه پس از صبر تو را
او به سر سور نشاند
و اگر بر تو ببندد
همه ره ها و گذر ها
ره دیگر بگشاید
كه كس آن را نداند
ره دیگر بگشاید

خداوندا من از جایگاه خویش در این جهان خرسندم تو هم از من خرسند باش حتی اگر من زیاد هم سپاسگزار نبوده باشم . ضیافتی ست حضور تو در زندگانیم.با فكر حضور تو شادم و در ضیافت شاهانه ات غرقم.خدایا همه چیز گذارست فقط وجود تست كه نامیراست .هر افتادنی كه از سوی تو باشد برخاستنش حتمی ست .من به این حقیقت ایمان دارم كه تو دستم را گرفته ای و من اینك ایستاده ام كه نه...به سوی تو در حركتم.خدایا این اندك نیایش قلبی را ازمن بپذیر. تو در دور دست ها نیستی این منم كه گاها از تو فاصله می گیرم و دور می شوم اما بدان محبوب ترین محبوب قلب شكسته ام تویی.هنوز بغض می كنم،هنوز می گریم،هنوز می خندم،هنوز گاهی دلتنگ می شوم همه اینها نشانه حضور توست ای یگانه زیبا.


دنیــا فقط از بهــر ِ نیکان پای برجا شد

از بهر ِ نیکان جمله هستی نیز برپا شد


مدیر وبلاگ : طیبه ، تی تی
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :