پاك ترین احساس من تو هستی بهترین هایم رابه تو می بخشم بدون توقع بدون چشمداشت
ورود دوستانی که دوستم ندارند یا کمتر دوستم دارند ممنوع.احساس متقابل است
قالب وبلاگ
امروز اداره بودم دم ظهر آبجی سارا زنگ زد و گفت ما شنبه عازم مسافرت هستیم شما هم مرخصی بگیرید و بیایید...
بهش گفتم شما برید به سلامتی و برگردید ولی ما نه به چند دلیل که یکیش این که شما خیلی پر جنب و جوش و زبر و زرنگ هستید و ما خیلی آروم و تنبل  و سفرهای مشترک گذشته نشون داده که به شما درکنار ما اصلا خوش نمی گذره و دوم این که ده روز مسافرت اصلا در مخیله ی ما نمی گنجه،به من مرخصی میدن اما خودم طاقت دوری از خونه و زندگیم رو ندارم و به بابای نیکان هم که اصلا مرخصی این همه طولانی نمیدن.و مهم ترین دلیل اینکه من تا وقتی مامان سر پا نشه و به این سفر(مشهد) مشرف نشه به هیچ عنوان دوست ندارم برم به این سفر که خواهرم گفت دلیل اولت که خیلی بیخوده  با شما به ما خیلی هم خوش می گذره(از راه شمال) و دلیل دومت هم خیلی بیخوده چون با جون مردم که سر و کار ندارید که...راحت اداره رو بی خیال بشید و بیایید و دلیل آخریت  هم بیخوده چون مامان راضی نیست تو اینجور خودت رو اذیت کنی.خداروشکر مامان تا به حال بیش از پنجاه بار به این سفر مشرف شده و حسرت به دل نیست ،خدارو شکر وقتی کاملا سالم بود بارها عتبات مشرف شده و سفر حج هم رفته و تو خیلی بیخود ناراحتی و بیتابی می کنی و خودت رو از زیارت امام هشتم محروم می کنی،من اما مرغ احساسم یک پا بیشتر نداره
وقتی ساعت کاری تموم شد و داشتیم می رفتیم خونه ،توی راه قضیه ی سارا رو به بابای نیکان گفتم ...و بعد همینطور اشک بود که جاری بود از چشمهام مثل دیشب که با رافی جونم تو واتساپ حرف می زدیم و من اشکهام سرازیر بود...بابای نیکان خیلی سعی کرد چیزی بگه که من خوشحال بشم ولی غم عمیق درونی من با این چیزا مرتفع نمیشه.
خدایا من ناسپاس نیستم باز هم ازت ممنونم که مامان رو داریم ولی دلم می خواست مامان مثل پارسال این موقع بود حداقل
جواب کنکور آمده .خداروشکر عرفان هم رتبه اش بد  نیست هرچند صبح که زنگ زدم  با خودش  حرف زدم خیلی راضی نبود و می گفت اون چیزی که دوست دارم رو نمیارم،قربونش برم من امسال خیلی زحمت کشید .عمه طیبه فداش بشه .ایشالا یه انتخاب رشته درست و خوب داشته باشه و اون چیزی که خودش دوست داره رو قبول بشه.




[ چهارشنبه 10 مرداد 1397 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ طیبه ، تی تی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من طیبه هستم
صبورانه در انتظار زمان بمان. هرچیز در زمان خود رخ می دهد. حتی اگر باغبان، باغش را غرق آب كند، درختان، خارج از فصل خود میوه نمی دهند.
می تونم بگم بهترین سال زندگیم بود سال90. سالی كه با تحمل اضطرابهای شدید ،سالی كه بهترین سال زندگیم شد و بالاخره خداوند هدیه ازدواج من و بابای نیكان رو داد. فكر می كنید چی بود؟
بله خب نیكان ریزه بود .ما خیلی مطمئن نبودیم اما دكترها یكسره مارو امیدوار می كردند كه این بار ما بچه دار می شیم.اولش تشخیص داده بودند دختره ولی بعد پسر به دنیا اومد .12 آبان ماه 1390 كاكل زری ما كه هفت ماهه بود در تهران به دنیای ما اومد.با چشمهایی درشت،جستجوگر و دهانی باز تا آخر.بهت گفتم خوش اومدی عزیزم قدم بذار توی دلم نه روی چشمم .تموم روزهای خوب من از اون روز شروع شد.
لذت بخشه دیدن بالندگی تو درست مثل ثبت جای پای خودمان در عمقی از برف.بچه نیستی كه گلی غنچه ای.top baby .خوش گریه و با كلاس.نوید لحظاتی خوش .رنگین كمان حتی نه زیباتر و حتی باشكوه تر از رنگین كمان.دل ویران و خسته مان را آباد می كنه عشق این طفل نازنین.دلم جایگاه مهر این پادشه خوبان.ژاله صبحگاهه.چطور قربون صدقه ش نروم آخه.نمی تونم. باید بگم كه خیلی دوستش دارم.خیلی .هرچقدر خسته باشم و گرسنه و تشنه اولین اولویتم نیكانه .منـتت رو هم دارم عزیزم.

هله نومید مباش
چو تورا یار براند
كه نه فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد
برو و صبر كن آنجا
كه پس از صبر تو را
او به سر سور نشاند
و اگر بر تو ببندد
همه ره ها و گذر ها
ره دیگر بگشاید
كه كس آن را نداند
ره دیگر بگشاید

خداوندا من از جایگاه خویش در این جهان خرسندم تو هم از من خرسند باش حتی اگر من زیاد هم سپاسگزار نبوده باشم . ضیافتی ست حضور تو در زندگانیم.با فكر حضور تو شادم و در ضیافت شاهانه ات غرقم.خدایا همه چیز گذارست فقط وجود تست كه نامیراست .هر افتادنی كه از سوی تو باشد برخاستنش حتمی ست .من به این حقیقت ایمان دارم كه تو دستم را گرفته ای و من اینك ایستاده ام كه نه...به سوی تو در حركتم.خدایا این اندك نیایش قلبی را ازمن بپذیر. تو در دور دست ها نیستی این منم كه گاها از تو فاصله می گیرم و دور می شوم اما بدان محبوب ترین محبوب قلب شكسته ام تویی.هنوز بغض می كنم،هنوز می گریم،هنوز می خندم،هنوز گاهی دلتنگ می شوم همه اینها نشانه حضور توست ای یگانه زیبا.


دنیــا فقط از بهــر ِ نیکان پای برجا شد

از بهر ِ نیکان جمله هستی نیز برپا شد

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

پیچک