پاك ترین احساس من تو هستی بهترین هایم رابه تو می بخشم بدون توقع بدون چشمداشت
ورود دوستانی که دوستم ندارند یا کمتر دوستم دارند ممنوع.احساس متقابل است
قالب وبلاگ
دیروز و امروز پادشاه نیکان رو بردم سازمان پیش خودم و میهمان ویژه ام بود.علت هم برمی گرده به یک شنبه  ،چون یک شنبه  که رفتیم اداره دیدیم عه طبقه همکف دورتادور میز چیدند و نمایشگاه محصولات تولید  بانوان کارآفرین روستایی استان برگزار شده و ما هم هرچند آخر برج بود ولی هم محصولاتشان خوب بود هم جهت حمایت از این بانوان تلاشگر اونقدر که توان داشتیم خرید کردیم و ظهر که رفتیم خونه ی مامان سراغ نیکان و من داشتم لواشک و آبغوره سهم  مامانم رو می دادم که نیکان متوجه وجود نمایشگاه شد و فرمود من فردا میام اداره .شب که شد یادم افتاد دوشنبه تو اداره من کلاس دارم دو ساعت و به نیکان گفتم سه شنبه می برمت اداره و زنگ زدیم به خاله صدی اینا و خاله گفت اتفاقا نیکان درخواست مرخصی نداده بود باید فردا بیاد اینجا و این طوری شد که سه شنبه نیکان با ما اومد اداره و از نمایشگاه دوباره کلی خرید کرد و لذت برد(به جاش من قسط بانک مهر ایران رو ندادم چون خرج نیکان کردم علاوه بر پولی که باباش بهش داده بود و اگه باباش که خیلی به قسط و پرداخت بدون یک ساعت تاخیر حساسه می دونست حتما من رو می کشت و می گفت چرا نگفتی تا من قسط رو پرداخت کنم ، منصوره جونم صبح فهمید و قسطم رو پرداخت کرد و عصر حقوق ها ا‌ومد به حساب و حساب منصوره عزیزم رو هم صاف کردم)و چهارشنبه امروز هم خودم دوباره بردمش سازمان که فردا پنج شنبه صبح که من تعطیلم باباش من و نیکان رو ببره بذاره خونه ی عزیز و خودش بره سازمان و بعدش احتمالا ناهار بره خونه ی مامانش و ما هم تا غروب بمونیم پیش مامانم.البته من عصر نیکان رو میذارم پیش مامان و خودم میرم مراسم چهلم بابای مهربون مرضی و برمی گردم.
الان هم نیکان و باباش رفتند بوستان تا نیکان یه ساعتی دوچرخه سواری کنه و برگردند.نیکان خوشحال رفت طفلی.من نمی تونم ببرمش و از باباش اجازه هم ندارم که ببرم و باباش هم خیلی فرصت نداره.
بچه ها تو سازمان می گفتند چقدر نیکان بزرگتر شده بیشتر شبیه خودت میشه حتی نحوه حرف زدنش ،حالت های صورتش و خندیدن و من چقدر ذوق می کنم آخه به نظر من نیکان بسیار بسیار جذابه و بسیار زیبا حرف می زنه و خیلی خیلی قشنگ می خنده و خوش به سعادت من اگر شبیه نیکان باشم.

[ چهارشنبه 27 تیر 1397 ] [ 07:48 ب.ظ ] [ طیبه ، تی تی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من طیبه هستم
صبورانه در انتظار زمان بمان. هرچیز در زمان خود رخ می دهد. حتی اگر باغبان، باغش را غرق آب كند، درختان، خارج از فصل خود میوه نمی دهند.
می تونم بگم بهترین سال زندگیم بود سال90. سالی كه با تحمل اضطرابهای شدید ،سالی كه بهترین سال زندگیم شد و بالاخره خداوند هدیه ازدواج من و بابای نیكان رو داد. فكر می كنید چی بود؟
بله خب نیكان ریزه بود .ما خیلی مطمئن نبودیم اما دكترها یكسره مارو امیدوار می كردند كه این بار ما بچه دار می شیم.اولش تشخیص داده بودند دختره ولی بعد پسر به دنیا اومد .12 آبان ماه 1390 كاكل زری ما كه هفت ماهه بود در تهران به دنیای ما اومد.با چشمهایی درشت،جستجوگر و دهانی باز تا آخر.بهت گفتم خوش اومدی عزیزم قدم بذار توی دلم نه روی چشمم .تموم روزهای خوب من از اون روز شروع شد.
لذت بخشه دیدن بالندگی تو درست مثل ثبت جای پای خودمان در عمقی از برف.بچه نیستی كه گلی غنچه ای.top baby .خوش گریه و با كلاس.نوید لحظاتی خوش .رنگین كمان حتی نه زیباتر و حتی باشكوه تر از رنگین كمان.دل ویران و خسته مان را آباد می كنه عشق این طفل نازنین.دلم جایگاه مهر این پادشه خوبان.ژاله صبحگاهه.چطور قربون صدقه ش نروم آخه.نمی تونم. باید بگم كه خیلی دوستش دارم.خیلی .هرچقدر خسته باشم و گرسنه و تشنه اولین اولویتم نیكانه .منـتت رو هم دارم عزیزم.

هله نومید مباش
چو تورا یار براند
كه نه فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد
برو و صبر كن آنجا
كه پس از صبر تو را
او به سر سور نشاند
و اگر بر تو ببندد
همه ره ها و گذر ها
ره دیگر بگشاید
كه كس آن را نداند
ره دیگر بگشاید

خداوندا من از جایگاه خویش در این جهان خرسندم تو هم از من خرسند باش حتی اگر من زیاد هم سپاسگزار نبوده باشم . ضیافتی ست حضور تو در زندگانیم.با فكر حضور تو شادم و در ضیافت شاهانه ات غرقم.خدایا همه چیز گذارست فقط وجود تست كه نامیراست .هر افتادنی كه از سوی تو باشد برخاستنش حتمی ست .من به این حقیقت ایمان دارم كه تو دستم را گرفته ای و من اینك ایستاده ام كه نه...به سوی تو در حركتم.خدایا این اندك نیایش قلبی را ازمن بپذیر. تو در دور دست ها نیستی این منم كه گاها از تو فاصله می گیرم و دور می شوم اما بدان محبوب ترین محبوب قلب شكسته ام تویی.هنوز بغض می كنم،هنوز می گریم،هنوز می خندم،هنوز گاهی دلتنگ می شوم همه اینها نشانه حضور توست ای یگانه زیبا.


دنیــا فقط از بهــر ِ نیکان پای برجا شد

از بهر ِ نیکان جمله هستی نیز برپا شد

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

پیچک