پاك ترین احساس من تو هستی بهترین هایم رابه تو می بخشم بدون توقع بدون چشمداشت
ورود دوستانی که دوستم ندارند یا کمتر دوستم دارند ممنوع.احساس متقابل است
قالب وبلاگ
دیروز که از مدرسه برگشت و ماهم از اداره و بعد هم خوابش برد غروب دیگه بچه بی حال بود بعد تب کرد و هی تبش بالاتر رفت.طفلکم رو شربت بروفن دادیم.شیاف دیکلو براش استعمال کردیم ....شب تا صبح هم باباش بیدار مونده بود و حواسش بهش بود.صبح هم که باباش رفت اداره خودم حواسم بهش بود بچه ام می گفت سرم درد می کنه حدود ساعت ۱۲ دوباره دوتا قاشق بروفن دادم اما بچه می لرزید باباش که اومد بردیمش بیمارستان کودکان و اونجا معاینه شد و دکتر گفت هم گوش ها و هم گلو عفونت دارند و آنتی بیوتیک ۱۲ ساعت یکبار داد و شیاف استامینوفن۳۲۵ ....الان بهتره داره تی وی کانال پویا می بینه 
امروز دخترخاله باباش (زیبا خانم که واقعا زیبا و قشنگه ) زنگ زد و به طور سفارشی و خاص دعوتمون کرد برای فردا شب جشن تولد پسرش متین که ۴ ساله میشه و گفت جشن مفصلی دارن بهش گفتم نیکانم تب داره ایشالا خوب بشه حتما میارمش گفته طیبه جون من تو رو ویژه دعوت کردم حتما خوبش کن و حتما بچه رو بیار و خودت هم بیا از طرفی شنبه ساعت ۱۱صبح هم بلیط سینما رو برای فیلم فیلشاه پسرخاله مبینش برای خودش و خودم و نیکان رزرو کرده و نیکانم به شدت منتظره که بره سینما و فیلم مورد علاقه شو ببینه.امیدوارم نیکانم زودی خوب بشه و بتونه به برنامه هایی که براش در نظر گرفته شده برسه.البته همین الان نیکان اومد بغلم و هنوز چقدر گرمه...الهی دورش بگردم میگه مامان به نظرت من خوب میشم برم تولد ؟؟من خوب میشم برم سینما فیلشاه ببینم؟؟گفتم مامان قربونت بره داروهات رو به موقع بخور ایشالا خوب میشی تولد هم نرفتی عب نداره ولی سینما حتما می برمت.
خلاصه که سرمای بی موقع بهاری کارخودش رو کرد و بچه ی ضعیف من رو دوباره مریضش کرد

[ پنجشنبه 30 فروردین 1397 ] [ 04:36 ب.ظ ] [ طیبه ، تی تی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من طیبه هستم
صبورانه در انتظار زمان بمان. هرچیز در زمان خود رخ می دهد. حتی اگر باغبان، باغش را غرق آب كند، درختان، خارج از فصل خود میوه نمی دهند.
می تونم بگم بهترین سال زندگیم بود سال90. سالی كه با تحمل اضطرابهای شدید ،سالی كه بهترین سال زندگیم شد و بالاخره خداوند هدیه ازدواج من و بابای نیكان رو داد. فكر می كنید چی بود؟
بله خب نیكان ریزه بود .ما خیلی مطمئن نبودیم اما دكترها یكسره مارو امیدوار می كردند كه این بار ما بچه دار می شیم.اولش تشخیص داده بودند دختره ولی بعد پسر به دنیا اومد .شب اول بهمن ماه1390 كاكل زری ما كه هفت ماهه بود در تهران به دنیای ما اومد.با چشمهایی درشت،جستجوگر و دهانی باز تا آخر.بهت گفتم خوش اومدی عزیزم قدم بذار توی دلم نه روی چشمم .تموم روزهای خوب من از اون روز شروع شد.
لذت بخشه دیدن بالندگی تو درست مثل ثبت جای پای خودمان در عمقی از برف.بچه نیستی كه گلی غنچه ای.top baby .خوش گریه و با كلاس.نوید لحظاتی خوش .رنگین كمان حتی نه زیباتر و حتی باشكوه تر از رنگین كمان.دل ویران و خسته مان را آباد می كنه عشق این طفل نازنین.دلم جایگاه مهر این پادشه خوبان.ژاله صبحگاهه.چطور قربون صدقه ش نروم آخه.نمی تونم. باید بگم كه خیلی دوستش دارم.خیلی .هرچقدر خسته باشم و گرسنه و تشنه اولین اولویتم نیكانه .منـتت رو هم دارم عزیزم.

هله نومید مباش
چو تورا یار براند
كه نه فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد
برو و صبر كن آنجا
كه پس از صبر تو را
او به سر سور نشاند
و اگر بر تو ببندد
همه ره ها و گذر ها
ره دیگر بگشاید
كه كس آن را نداند
ره دیگر بگشاید

خداوندا من از جایگاه خویش در این جهان خرسندم تو هم از من خرسند باش حتی اگر من زیاد هم سپاسگزار نبوده باشم . ضیافتی ست حضور تو در زندگانیم.با فكر حضور تو شادم و در ضیافت شاهانه ات غرقم.خدایا همه چیز گذارست فقط وجود تست كه نامیراست .هر افتادنی كه از سوی تو باشد برخاستنش حتمی ست .من به این حقیقت ایمان دارم كه تو دستم را گرفته ای و من اینك ایستاده ام كه نه...به سوی تو در حركتم.خدایا این اندك نیایش قلبی را ازمن بپذیر. تو در دور دست ها نیستی این منم كه گاها از تو فاصله می گیرم و دور می شوم اما بدان محبوب ترین محبوب قلب شكسته ام تویی.هنوز بغض می كنم،هنوز می گریم،هنوز می خندم،هنوز گاهی دلتنگ می شوم همه اینها نشانه حضور توست ای یگانه زیبا.


دنیــا فقط از بهــر ِ نیکان پای برجا شد

از بهر ِ نیکان جمله هستی نیز برپا شد

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

دانلود آهنگ جدید

پیچک